تبليغاتX
جنگل


















جنگل

تو کجایی...که پیدایت نیست
خبری از قلب شیدایت نیست
نیستی...دیگر مگو هستی ، هستی
دیگر مگو هستی

بگو مستی!که عصیان می کنی به یک باره
نعره ات در پیاده رو های خلوت و متروک
از گلوی گرفته ء من ِ دل پاره
به آسمان می رود ، آری

کسی نیست که کاره ای باشد
و کاری بتواند بکند برایت
زندگی همچون این دو خط بی وزن است.

به هر حال همه آن آهنگی را که می گوید
" قاتلی ، انتظارت را می کشد "
شنیده ایم
و خوب دیده ایم ،
سطل آشغالی را که روزی درونش انداخته خواهیم شد.


در 14 اسفند ، به روز شد.

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت4:26توسط رامتین | |