تبليغاتX
جنگل


















جنگل

گندم های معلق و پادشاهی باد
اما وقتی بادی نمی وزد ، چه باید کرد؟
این راه های تو در تو ،
در نهایت به کجا می رسند؟
تا به وجود آمدن دوباره ،
برای تو رد پا هایی وجود دارد که باید از آنها پیروی کنی
تا وقتی که جای پاهای خودت بر روی زمین بماند.
اگر باد به صورتت خورد
و گاه شلاق زنان بر آن کوبید
نترس ،
برگرد و در مسیر درست قرار بگیر!
باد دوست توست؛
یک قدیمی اش.

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت1:26توسط رامتین | |

کاش هنوز تعمیرگاهی برای دل های قابل ترمیم وجود داشت
  ای کاش آن تعمیرکار خودش را بازنشسته نمی کرد.

من سایه ای دارم ، به سنگینی تمام دردهای روزگار
که بارها ناتوان می نشیند
و من همچون اسب گاری باید او را بکشم!

اما خانه ء امن ِ تعمیرکار نزدیک است
جشنواره ء چشم انتظاران ،
اعجاز چشم یاران نزدیک است.

ولی باز هم کاش هنوز تعمیرگاهی برای دل های قابل ترمیم وجود داشت
  ای کاش تعمیرکار خودش را بازنشسته نمی کرد.

+نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت23:25توسط رامتین | |