تبليغاتX
جنگل


















جنگل

... او و من ، بودیم تنها.شدم بیدار آرامی به.کرد برخورد من با شدت به ، آن ها از یکی ، کجا و کِی نمی دانم درست ، می خوردم تلو تلو بزرگ و کوچک خودروهای لا به لای که همانطور.می رفتم راه ، خیابانها در نیمه باز چشمهای با که بودم مست آنقدر ، برگشت زمان . کردم ترک حال و عشق و گذرانی وقت برای را خانه.بود هردویمان توافق با این.شدیم جدا هم از بعد و ، رسیدیم می خواستیم که چیزی هر به ...

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت19:33توسط رامتین | |